کد خبر 148561
۱۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۰:۵۲

فراز هایی از کتاب « فتح خون» نوشته جاودانه شهید آوینی

فراز هایی از کتاب « فتح خون» نوشته جاودانه شهید آوینی

شهید آوینی کتاب «فتح خون» را در محرم سال ۱۳۶۶ نگاشته است. او در زمان حیات، فرصتی برای تنظیم و چاپ این کتاب نیافت و تنها دو فصل ششم و نهم را تحت عناوین «ناشئه‌ اللیل» و «سیاره رنج»، پس از تنظیم و ویرایش برای چاپ به ماهنامه «سوره» و «کتاب مقاومت» سپرد.

به گزارش حیات به نقل از تبیان شهید آوینی کتاب «فتح خون» را در محرم سال ۱۳۶۶ نگاشته است. او در زمان حیات، فرصتی برای تنظیم و چاپ این کتاب نیافت و تنها دو فصل ششم و نهم را تحت عناوین «ناشئه‌ اللیل» و «سیاره رنج»، پس از تنظیم و ویرایش برای چاپ به ماهنامه «سوره» و «کتاب مقاومت» سپرد. 

****

 Ø´Ù‡ÛŒØ¯ آوینی


یاران! شتاب کنید، قافله در راه است. می‌گویند که گناه‌کاران را نمی‌پذیرند؟ آری، گناه‌کاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را می‌پذیرن


دین‌دار آن است که در کشاکش بلا دین‌دار بماند، وگرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سِلم، چه بسیارند اهل دین، آن‌جا که شرط دین‌داری جز نمازی غُراب‌وار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گرد خانه‌ای سنگی نباشد.

جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت‌پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لااله‌الاالله براند؟

عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است... یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگ‌هایش را می‌پرستند. تمامیت دین به امامت است

عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه‌ی خورشید نبُرَد، عشق را در راهی که می‌رود، تصدیق خواهد کرد؛ آن‌جا دیگر میان عقل و عشق فاصله‌ای نیست.
امام آن کسی است که در میان مردم بر کتاب خدا حکم کند و مجری عدالت باشد، حق را بپاید و خود را بر آن‌چه مرضیّ خداست حفظ کند.

هر انسانی را لیلة‌القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می‌شود و حُرّ را نیز شب قدری این ‌چنین پیش آمد... «عمر بن سعد» را نیز... من و تو را هم پیش خواهد آمد.

شهید آوینی 


اگر نبود خون حسین، خورشید سرد می‌شد و دیگر در آفاقِ جاودانه‌ی شب نشانی از نور باقی نمی‌ماند... حسین چشمه‌ی خورشید است.

امام می‌فرماید: «ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ! ما تُریدُ مِنّی؟ مادرت در عزای تو بگرید، از من چه می‌خواهی؟» آن‌چه حُرّ بن یزید در جواب امام گفته، سخنی است جاودانه که او را استحقاق توبه بخشیده است. روزنه‌ای از نور است که به سینه‌ی حُرّ گشوده می‌شود و سفره‌ی ضیافتی است که عشق را به نهان‌خانه‌ی دل او میهمان می‌کند. حُرّ گفت: «هان والله! اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زبان می‌آورد، در هر حال، دهان به پاسخی سزاوار می‌گشودم. کائِناً ما کان: هر چه بادا باد... اما والله مرا حقی نیست که نام مادر تو را جز به نیکوترین وجه بر زبان بیاورم.»

این کتاب را می‌توانید از تمام کتابفروشی‌ها خریداری کنید، همچنین کتاب فتح در اکثر کتابخوان‌های الکترونیکی مانندطاقچه و فیدیبو نیز موجود است.

برچسب‌ها